سلام به همه ی دوستان خوب گلم...
امیدوارم که حال همتون خوب باشه...میریم سراغ آپ...
پیروزی برابر بتیس و زنیت
توی این مدتی که نبودم، رئال مادرید عزیزمون موفق شد در بازی هایی سخت اما قهرمانانه تیم های بتیس و زنیت سن پترزبورگ روسیه رو در لیگ قهرمانان ببره تا گام محکمی برای صعود به مرحله ی بعد به عنوان سرگروه برداشته باشه. بازی برابر بتیس بازی سختی بود که تا دقاقیق پایانی بردمون مشخص نبود، اما مثل همیشه ون گل به دادمون رسید و بهمون کمک کرد در آخرین دقیقه 3 امتیاز رو بگیریم. بازی برابر زنیت از اون هم سخت تر بود و رئال در حالی با یک گل زودهنگام که بازیکنان زنیت به خودشون زدن پیش افتاده بود حدود دقیقه 30 گل تساوی رو دریافت کرد. رودی باز هم رئال رو پیش انداخت اما از بعد از دقیقه 60 تیم زنیت فشار بسیار بسیار زیاد و کشنده ای روی تیم آورد و شوستر هم که رائول رو استراحت داده بود سیستم رو دفاعی تر کرد. اما در نهایت 3 امتیاز رو گرفتیم و همین مهم بود...
رئال مادرید 2-2 اسپانیول
رائول؛ او یک ناجی است 
بحران یعنی هر چیز آنطور که بوده پیش نرود. یعنی همه چیز خلاف انتظار باشد. یعنی افتادن در جریانی که نمی توان تغییرش داد.
آنشب هنگامی که رائول با آن نگاه محکم قدم به برنابئو گذاشت و هواداران به احترامش بلند شدند، چهره ای که از او داشتیم چهره ی کاپیتان دوست داشتنی مان بود که سخت تر همیشه از او انتقاد شده بود...او در بحران افتاده بود.
شاید جملاتی مانند "رائول همیشه بر میگردد" "رائول مرد سختی ها و مشکلات و دیدارهای بزرگ است" و...دیگر کلیشه ای شده باشد. شاید وقتی دیروز اخم رائول را به رغم گلزنی میدیدیم، چیز جدیدی کشف کردیم.
بیایید به زمان سختی های رئال مادرید برگردیم. آن 3 سال نفرین شده؛ که انگار لالیگا، لیگ قهرمانان اروپا، وضعیت بازیکنان چه از نظر فنی و چه روحی، همه چنان به هم ریخته بودند، که گویا زمین و زمان برای تخریب کاخ باشکوه کهکشانی ها متحد شده بود. رائول بازیکنی بود که همه می دانستیم افت کرده و چنان افت کرده بود که دیگر کسی امید به بازگشت او نداشت. رائول غمگین بود...زیرا شاید دز طول سالهای اخیر هرگز کسی به اندازه ی رائول برای تیم دل نسوزانده باشد. رائول بازیکنی است که بزرگی، محبوبیت، شهرت و افتخاراتش را در سختی فراوان و با تلاش و کوشش خودش به دست آورده است و در این میان مرارت های بسیار را هم تحمل کرده است. شاید به خاطر همین است که او می گوید فوتبال حافظه ی کوتاهی دارد...شاید به خاطر همین است که هر بازی که گل نمی زند، روزنامه ها 50 درصد مقاله هایشان را به انتقاد از او پر می کنند...اما رائول همیشه بر می گردد.
بله. رائول تنها بازیکنی است که زخمی نمی شود؛ یا زخمی می شود و ادامه می دهد؛ یا زخمی می شود و لذت می برد؛ شاید مسئله همین است: درد.
وقتی رائول گل تساوی اول و دوم را زد، آن هم با آن زیبایی خارق العاده و از میان مدافعانی که او را محاصره کرده بودند، از غرور به خود می بالیدیم. از اینکه کاپیتانی داریم که وقتی گل تساوی را می زند، شادی نمی کند...توپ را بر می دارد و سریع آن را در میانه میدان می کارد. از اینکه همیشه، خیالمان راحت است که یکی از همان پدیده های فوتبال، یکی از همان ورزشکاران واقعی که متأسفانه نسل آنها در فوتبال امروز رو به پایان است را در تیممان داریم...یک ستاره تمام نشدنی.
به غیر از رائول و بازی رائول، رئال مادرید خوب بازی نکرد. کندی بازیکنان خط هافبک که البته باز هم با آمدن روبن بهتر شد، و همچنین ضعف خطرناک خط دفاع رئال مادرید راه را برای ضد حملات اسپانیول بازگذاشته بود. رئال بهتر از اسچانیول بازی نکرد و به همین دلیل هم شایسته ی برد نبود. در این میان داور مسابقه هم 2 پنالتی مشکوک را برای هر دو تیم نگرفت.
بازی تمام شد. رائول، ناجی تیم، آخر از همه از زمین خارج شد چون باید مانند همیشه متواضعانه از تشویق هواداران تشکر می کرد. جای انتقاد از همه بابت نگرفتن 3 امتیاز بود...انگار همه به سوی رختکن گریختند، به غیر از رائول.

:: برای دیدن عکس های بازی روی ادامه مطلب کلیک کنید ::
روی هم رفته من از بازی رئال هیچ راضی نبودم و به نظر من همه غیر از رائول واقعا انتقادآمیز کار کردند. بیچاره رائول عزیزمون هم که شانس نداره...اما همه بهش افتخار میکنیم...
اما اینکه رائول دوباره به اوج برگشته نوید روزهای خوب رو میده و من مطمئنم که رائول و رئال هر دو با هم به اوج بر می گردند....
امیدوارم از این آپم خوشتون اومده باشه...
تا آپ بعدیم خدانگهدار... |